الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
21
الغدير ( فارسى )
- اگر در مصيبت آنان بينديشى ، شرار غم و اندوه به جانت خواهد افتاد . - برخى در همين ديار به خون غلتيدند و جمعى دور تر به خاك افتادند . - در كربلا روزگار بر آنان سياه شد و چون سياهى و ظلمت فرونشست ، قربانيان معركه همانها بودند . - هرروز ، باران رحمت چون سيل ، ريزان باد ، چه صبحگاهان و چه عصرگاه . - بر مزارى كه غريب خاندان رسول در آن آرميده و اعضايش چاكچاك است . - حاميانش خوار ماندند و ياورانش كم شمار ، امّا دشمن كينهورش به منتهاى آرزو رسيد . - پردگيانش را در پس محمل چنان دواندند كه حتى شتران خسته و وامانده شدند . - با تهديد آنان را از نوحه و زارى بر قربانيان خود منع مىكردند ، ولى فرشتگان عالم بالا نوحهگر بودند . - مصيبت بر جدّ و پدرش تازه شد ، موقعى كه با فرياد و صيحه استغاثه مىكردند . - اگر خدا نمىخواست كه آنان قربانى و شهيد شوند ، عرصه را بر دشمنانشان تنگ مىساخت . - او همان خدايى است كه قوم ثمود را ريشهكن ساخت ، هنگامى كه ناقهء او را پى كردند و صالح به دو شكايت برد . - اى گروه سرگشته و گمراه كه در رسوايى غوطهوريد ، به خداى خود خيانت كرديد كه رسول ناصح او را آزرديد . - چهرهء كسى را به خاك كشيديد كه پيش از پيامبر ، جبريل بر آن بوسه نهاد . - در مسئوليت به پيشگاه عدالت حق ، همهتان يكسانيد : چه آن كس كه او را خوار گذاشته يارى نكرد و چه كسى كه به دست خود او را قربانى كرد . - هرصبح و شام ، لعنت خدا بر آن كس باد كه حق آنان را پايمال نمود . - حق او را نشناختيد ، با اينكه كعبه و ريگزار مكه حق او را مىشناسند . - اگر در نداى غربت و استغاثهء آنان گوشها را به كرى زديد ، به كيفر اين عمل ، روزى گرفتار شويد كه هيچكس به فريادتان نخواهد رسيد . - اينك قوچ وحشى هركه را ببيند ، نامردانه به خون كشد ، فرداست كه جهان پهلوانش به